مرتضى مطهرى
959
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
شاعر و مدبّرى بر عالم حكومت مىكند دانسته است . از نظر عامّهء مردم ، به واسطهء قصور فهم ، تشكيك در اينكه خود آن قوهء مدبر چه حالتى دارد ؟ آيا خود مصنوع است يا نيست ؟ اگر نيست او چه نوع موجودى است كه با همهء موجودات ديگر چنين تفاوتى پيدا كرده است ؟ مطرح نيست . ولى اينكه فهم عامّهء مردم به مسألهاى نرسد دليل نيست كه چنين مسألهاى وجود ندارد . هنگامى كه اين مسأله مطرح شود جز فلسفه جوابگوى آن نخواهد بود . بعلاوه در گذشته ديديم كه دلالت دو دليل نظم و هدايت هر چند قطع و جزم ايجاد مىكند اما منطقا احتمال تصادف و اتفاق را نمىتواند نفى كند و لو آنكه احتمال آن به صورت يك واحد از عددى باشد كه در وهم ما هرگز نگنجد . از نظر فلاسفه براى برهان ، مقدماتى لازم است كه ضرورى و دائم و كلى باشد . براهين فلسفى و رياضى مبنى بر مقدماتى است كه به حساب رياضى احتمالات نيز هيچ گونه واحدى در جهت خلاف نمىتوان يافت . نكتهء قابل توجه اين است كه قرآن كريم آثار و مخلوقات را به نام « آيات » مىخواند و توجهى كه از اين راه پيدا مىشود « تذكر » و ياد آورى مىنامد . قرآن كريم مىخواهد مطالعه در مخلوقات را وسيلهاى براى تنبه و بيدارى فطرت قرار دهد ؛ يعنى قرآن مطالعه در مخلوقات را تأييدى براى راه فطرت و دل قرار داده است . هدف از سوق دادن به مطالعه در مخلوقات تنبّه و تذكّر است نه استدلال و استنتاج . پس مسألهء مهم اين است كه آيا واقعاً علم و فنى مجهز به همهء شرايطى كه در يك علم و فن لازم است وجود دارد كه پاسخگوى مسائل مورد نياز بشر در مورد خدا و ماوراء طبيعت باشد يا نه ؟ بگذريم از راه عرفان و سلوك كه آنچنان با عمل و ساختن و تكميل نفس بستگى دارد كه بايد گفت عمل است نه علم ، بعلاوه چنان كه گفته شد با طريق عادى قابل تعليم و تعلم نيست و به اصطلاح چشيدنى است نه شنيدنى ؛ آرى بگذريم از اين راه ، مطالعهء خلقت يعنى راه علوم حسى و تجربى چنان كه گفته شد به هيچ وجه قادر نيست جوابگوى مسائل مورد نياز بشر در الهيات باشد ، زيرا اين راه همين قدر اثبات مىكند كه جهان با نيروى مدبّر قادر مريد اداره مىشود اما خود آن قوه چه وضعى دارد ؟ و آيا واجب الوجود و قائم بالذات است يا او نيز به نوبهء خود مخلوق يك نيروى ديگرى است ؟ آن نيروى ديگر چطور ؟ آيا در نهايت امر به نيروى قائم بالذات منتهى مىشود